السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

171

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

نمىتوانستند معجزه‌اى بياورند چنان كه خداوند در اين باره مىفرمايد : وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ . « 1 » و هيچ پيامبرى نمىتواند [ از پيش خود ] معجزه‌اى بياورد ، مگر به فرمان خدا براى هر زمانى كتابى است و براى هر كارى موعدى مقرر . وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ . « 2 » و هيچ پيامبرى حق نداشت ، معجزه‌اى جز به فرمان خدا بياورد و هنگامى كه فرمان خداوند [ براى مجازات آنان ] صادر شود ، به حق داورى خواهد شد و آنجا اهل باطل زيان خواهند كرد . ( 1 ) - پاسخ دوم : بر اين كه آياتى در قرآن معجزه را نفى مىكند ، اين است كه : در خود قرآن آيات ديگرى هست كه براى پيامبر اسلام علاوه بر قرآن معجزات ديگرى نيز ثابت مىكند ، مانند : اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ * وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ . « 3 » قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت و هرگاه معجزه‌اى ببينند ، روى گردانده و مىگويند : اين سحرى است مستمر و پيوسته . وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ . « 4 » هر وقت معجزه‌اى بر آنان فرودمىآيد ، مىگويند : ما هرگز ايمان نمىآوريم تا اين كه بر ما نيز معجزاتى به مانند معجزات پيامبران داده شود . منظور از واژهء « آيه » كه در اين آيات به كار رفته ، آيات تكوينى و معجزات مىباشد نه آيهء قرآنى زيرا اگر منظور آيهء قرآنى بود ، در مورد آن ، كلمهء « شنيدن » به كار مىرفت ، در صورتى كه در آيهء اولى به شكافتن ماه تصريح شده است و پشت سر آن در آيهء دومى نيز كلمهء « ديدن » به كار رفته و در آيهء سومى هم كلمهء « آمدن » آمده است و همهء اين‌ها با معجزه و آيه تكوينى سازش دارد نه با آيهء قرآنى . بنابراين ، از اين آيات چنين استفاده مىشود كه پيامبر اسلام علاوه بر قرآن ، معجزات ديگرى

--> ( 1 ) رعد / 38 . ( 2 ) مؤمن / 78 . ( 3 ) قمر / 1 ، 2 . ( 4 ) انعام / 124 .